شب دل تنگی من و تو
در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد
پنجشنبه 31 فروردین1385
عکسی از جمعه ی غمگین...خداحافظ
این شعر رو با آواز بلند داد بزنین بخونید ...خیلی قشنگه ...
فرهادم خونده ..با همون وزن ......... .
توي قاب خيس اين پنجره ها / عكسي از جمعه غمگين مي بينم
چه سياه به تنش رخت عزا / تو چشاش ابراي سنگين مي بينم
داره از ابر سياه خون مي چكه / جمعه ها خون جاي بارون مي چكه
نفسم در نمي آد جمعه ها سر نمي آد / كاش مي بستم چشامو اين ازم بر نمي آد
عمر جمعه به هزار سال مي رسه / جمعه ها غم ديگه بيداد مي كنه
آدم از دست خودش خسته مي شه / با لب هاي بسته فرياد مي كنه
جمعه وقت رفتنه موسم دل كندنه / خنجر از پشت مي زنه اون كه همراه منه
نوشته شده توسط javad sadeghi ahooii
در 10 AM | لینک ثابت
•

