شنبه 5 آبان1386
خیلی اعصاب خرد کن هستی . چرا فقط برای دل خودت نمی نوازی ؟
زنی در تالاری برای دیدن نمایش دعوت شده بود و در فاصله بین دو پرده ، برای صرف نوشیدنی بیرون رفت . سرسرا شلوغ بود و مردم به دود کردن ، گپ زدن و نوشیدن مشغول بودند .نوازنده ای پیانو می نواخت . اما کسی به موسیقی او توجهی نمی کرد . کسل به نظر می رسید و کارش را صرفا از روی وظیفه انجام می داد و منتظر تمام شدن وقت تنفس بود .
زن بعد از آشامیدن یک نوشیدنی دیگر و یافتن جسارت ، به سراغ نوازنده پیانو رفت و با صدای بلند گفت : خیلی اعصاب خردکن هستی . چرا فقط برای دل خودت نمی نوازی ؟
نوازنده متعجب شد و شروع کرد به نواختن آهنگ های مورد علاقه اش .
ظرف چند دقیقه سرسرا در سکوت فرو رفت . وقتی آهنگ تمام شد ، نوازنده مورد تشویق پرشوری قرار گرفت .
------------------------------
چرا خیلی از ما ها عادت کردیم به میل دیگران رفتار کنیم ؟
و چرا خیلی از ما ها عادت داریم اگر دیگران به میل ما رفتار نکردن ، مهر نفهمیدن به آنها بزنیم .
من خودم هرقت در کار ، تحصیل ، یه کنفرانس یا سخنرانی جوری رفتار کردم دیگری یا دیگران از من خرسند بشن ، رفتار مطلوبی از آب در نیومده .
به نظر شما چرا ؟ ما توان راضی نگه داشتن همه رو در همه عمر نداریم مگه نه ؟
شما چی ؟ شما اعتقاد داری باید برای دل دیگران ساز زد و رقصید ؟
فرق برای دیگران ساز زدن و دل دیگران رو بدست آوردن چیه ؟
برای ( احترام به وجود خویش ) چه تعریفی میتونیم قائل بشیم ؟

