تبليغاتX
شب دل تنگی من و تو

یکشنبه 27 اسفند1385

دلیل بودن تو

دليل بودن تو

 هر کسي دوتاست .
و خدا يکي بود .
و يکي چگونه مي توانست باشد ؟
هر کسي به اندازه اي که احساسش مي کنند ، هست .
و خدا کسي که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوي چشمي است که آنرا ببيند .
خوبي ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زيبايي همواره تشنه دلي است که به او عشق ورزد .
و قدرت نيازمند کسي است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوي غروري است که آنرا بشکند .
و خدا عظيم بود و خوب و زيبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسي نداشت ...
و خدا آفريدگار بود .
و چگونه مي توانست نيافريند .
زمين را گسترد و آسمانها را برکشيد ...
و خدا يکي بود و جز خدا هيچ نبود .
 

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هايي است براي گفتن که اگر گوشي نبود ، نمي گوييم .
و حرفهايي است براي نگفتن ...
حرف هاي خوب و بزرگ و ماورائي همين هايند .
 

و سرمايه ي هر کسي به اندازه ي حرف هايي است که براي نگفتن دارد ...


و خدا براي نگفتن حرف هاي بسيار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه مي توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هيچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .

 

و خدا تنها بود .
        
هر کسي گمشده اي دارد .
                              و خدا گمشده اي داشت

 

دكتر شريعتي به نام "دليل بودن تو"

نوشته شده توسط javad sadeghi ahooii در 8 PM |  لینک ثابت   •