تبليغاتX
شب دل تنگی من و تو

یکشنبه 21 خرداد1385

مناجاتی از دکتر علی شریعتی..

ای خداوند                                                                           
     به علماي ما مسوليت و به عوام  ما علم و به مومنان ما روشنايي و به روشنفكران ما ايمان و به متعصبين ما فهم و به فهميدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پيران ما آگاهي و به جوانان ما اصالت و  به اساتيد ما عقيده و به دانشجويان ما نيز عقيده و به خفتگان ما بيداري و به بيداران ما اراده و به مبلغان ما حقيقت و به دينداران ما دين و به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نوميدان ما اميد و به ضعيفان ما نيرو و به محافظه كاران ما گستاخي و به نشستگان ما قيام و به راكدان ما تكان و به مردگان ما حيات و به كوران ما نگاه و به  خاموشان ما فرياد و به مسلمانان ما قرآن و به شيعيان ما علي و به فرقه هاي ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبينان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهي و به همه ملت ما همت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزت ببخش. 
 
خدایا : جامعه ام  را از بیماری تصوف و معنویت زدگی نجات بخش تا به زندگی و واقیعت بازگردد،
 
و مرا از ابتذال  زندگی و بیماری واقیعت زدگی نجات بخش تا به آزادی عرفانی و کمال معنوی برسم. 
 
خدایا :    مرا از فقر ترجمه و زبونی تقلید نجات بخش ، تا قالب های ارثی را بشکنم ، 
 
تا در برابر قالب ریزی غرب ، بایستم و تا (ـ همچون این ها و آن ها ـ) دیگران حرف نزنند و من فقط
 
دهنم را را تکان ندهم
نوشته شده توسط javad sadeghi ahooii در 7 PM |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 خرداد1385

هیچکس

ahoo

 ديگه تو دنيا واسه من دیگه هيچكس از هيچ كس بهتر نيست .

هيچي براي هيچكس نيست

من براي هيچكس نيستم.........من براي بدنم ....من براي دل نيستم

من براي نزديكي ها م ...براي دوريها نيستم .........من براي تنهاهي هام ..براي شلوغي ها نيستم

برای غم ها نیستم ...برای شادی ها بودم......همیشه جای من خالی بوده .....

راستی این رو بدون من گدای غرور نیستم مثل تو....من گدا نیستم .....

چقدر خودم رو دوست دارم ....اما قدمي بر نداشتم برا خودم ..دیگه عوض میشم

زمینی میشم.....انسانی میشم ....دوست داشتنی میشم...اما نامرد و خیانتکار نمیشم

با وفا میمونم....هههه یاد مهد کودک بخیر ....اون موقع ها هم ازاین ها میگفتیم

مشکل ...شکاف فرهنگی هست...شکافی که تو مغز من فرو کردن ..قابل حله

خوب میشم ان شالله

دیگه خوشحالم ...............................................

من برا هيچكس هيچي نبودم ...من برا خودم هم نبودم ....من برا ديگران فقط انگار بودم..

من فقط بودنم رو با لوازمم تجربه کردم ...بدون لوازم هیچی نیستم .....

برای خودم که لوازمی ندارم ..همش مال دیگران هست ....اینه زندگیه انسان امروز

من سختمه ....من خطر کردم ..ریسک کردم.....نه من دل دادم....چوبشم خوردم

متهم به افسردگی....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط javad sadeghi ahooii در 11 AM |  لینک ثابت   •